۱۳۸۹ شهریور ۱۱, پنجشنبه

پژوهشی در شناسایی تاریخ دقیق زادروز فردوسی پاکزاد


دکتر شاپور سورنپهلو، ایرانشناس و باستانشناس ایرانی در دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن (SOAS) در مقاله ای پژوهشی تحت عنوان «پژوهشی در شناسایی تاریخ دقیق زادروز فردوسی پاکزاد» که به تاریخ ۲۰۰۶ میلادی منتشر شده است، با استفاده از علوم تاریخشناسی، شاهنامه شناسی، گاهشمارشناسی و زرتشتی شناسی، تاریخ دقیق زادروز فردوسی را برای اولین بار ارائه داده بوده است که این نوشتار زیر، رونوشتی از آن مقاله است. اصل مقاله: http://bit.ly/38q8ibZ

________________________________


پژوهشی در شناسایی تاریخ دقیق زادروز فردوسی پاکزاد
به خامه: شاپور سورنپهلو

با آنکه بخاطر میهنپرستی و درایت رضاشاه بزرگ که با برگزاری 'کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی' در سال ۱۳۱۳ روز ویژه ای برای بزرگداشت فرزانهٔ توس و شاهکارش برگزیده شد تا ملت ایران آن را جشن گیرند، ولی شوربختانه هیچ سخنی از روز زادروز آن بزرگمرد ایرانی بمیان نیامده است. این سهل انگاری که تا اندازه ای نابخشودنی ست، متوجهٔ فردوسی شناسان و شاهنامه پژوهان می شود که تاکنون بدان توجه نکرده اند، در نتیجه این نگاشته با هدف یافتن تاریخ دقیق فردوسی بزرگ فراهم شده است، که با پژوهش بر روی شاهنامه، تاریخ، زرتشتی شناسی و گاهشماری انجام شده است.


در نخستین گام برای یافتن تاریخ دقیق زادروز فردوسی بزرگ، بایستی راستی ها را از دروغ ها و ناسره ها جدا و روشن ساخت. این دسته دروغ ها وناسره ها افزوده هایی می باشد که توسط شاهنامه نویسان در سده های پس از فردوسی و تا یکصد سال پیش به شاهنامه افزوده شده اند.



۱. دستبرد در شاهنامه بدست ایرانیان مسلمان و شیعه

بیش از ده سده از آفرینش شاهنامه گذشته است و در این گذارا، شاهنامه بارها توسط شاهنامه نویسان رونویسی و رونوشت برداری شده است، بویژه آنکه کهنترین شاهنامه ای که امروز در دست می باشد، نامی به 'شاهنامه فلورانس' متعلق به سال ۱۲۱۷ ترسایی و ۲۰۰ سال پس از پایان یافتن شاهنامه نوشته شده و در برگیرنده نیمی از شاهنامه اصلی است. در نتیجه، پیدا شدن لغزش های غیرعمد در زمان این رونوشت برادری ها را نه تنها بایستی انتظار داشت بلکه بایستی توجه داشت که کاسته ها، افزوده ها و ویرایش ها توسط شاهنامه نویسان مسلمان و معتصب مذهبی، نیز در آن رونوشت برداری ها، نقش ایفا کرده اند. بنابرین، بدور از تعصب، بایستی با اطمینان اعلام کرد که شاهنامه ای که امروز در دست می باشد، با شاهنامهٔ ای که فردوسی آفریده بوده است، نه آنکه کتاب متفاوتی، بلکه تفاوت هایی دارد. از آن روی هم در یک سده گذشته، شاهنامه پژوهان نوین تلاش کرده اند تا با پژوهش های گسترده این لغزش ها، کاسته ها، افزوده ها و ویرایش ها در شاهنامهٔ را یافته و شاهنامه ای نزدیک به شاهنامهٔ اصلی را ارائه دهند - هر چند که ابیات و مصراعی که حذف شده اند، را نمی توان نونویسی و بازسازی کرد.


علت اصلی که موجب این دستبردها در شاهنامه شده است، تلاش ایران مسلمان بویژه شیعه، در جازدن فردوسی بعنوان یک مسلمان شیعه بوده است. ولی فردوسی، همانند بسیاری دیگر از میهن پرستان آن زمان، بیزار از تازیان و کیش آنان که به زور شمشیر در گلوی ایران فرو شده بوده و شاهنامهٔ فردوسی و پاکسازی زبان پارسی از واژه های تازی و تلاش او در زنده سازی "هویت و غرور ملی" - و گذشته از بکاربری مستمر واژه هایی همچون "خدا"، "خرد". "نیکی" و "راستی" که زیربنا و ویژهٔ دین بهی (زرتشتی) است و نیز آغاز شاهنامه که با "پیدایش جهان" براساس اساتیر ایرانی ارائه داده شده است نه سنت اسلام و قرآن، بهترین نشانه ها می باشند، نیز برخی از ابیاتی که مسلمان و شیعه بودن فردوسی قلمداد شده است، به یکسان در همه شاهنامه ها یافت نمی شود، این در حالیستکه بخش های دیگر در همه شاهنامه ها موجود است. یکی از این افزودهایی که در بسیاری از شاهنامه های کهن یافت نمی شود و از سوی متعصبین مذهبی به شاهنامه افزوده شده است، ابیات زیر می باشند:


که خورشید بعد از رسولان مه / نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار / بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دوان بود عثمان گزین / خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود جفت بتول / که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم در ست / درست این سخن قول پیغمبرست

گواهی دهم کاین سخنها ز اوست / تو گویی دو گوشم پرآواز اوست

علی را چنین گفت و دیگر همین / کزیشان قوی شد به هر گونه دین

نبی آفتاب و صحابان چو ماه / به هم بستهٔ یکدگر راست راه

منم بندهٔ اهل بیت نبی / ستایندهٔ خاک و پای وصی!


از آن روی، در زمان برخورد با واژه ها و تاریخ هایی که در شاهنامه اشاره شده که بوی و نشان از تازی بودن دارند را بایستی جزو آن افزوده ها دسته بندی کرد و شامل پژوهش خود نکرد. پس از درک این مهم و همواره در دید داشتن آن، در نخستین گام برای یافتن تاریخ دقیق زادروز فردوسی بزرگ، بایستی از سال زاده شدن او و از پایان شاهنامه آغاز نمود.



۲. سال زاده شدن فردوسی

فردوسی در داستان پادشاهی یزدگرد سوم که بخش پایانی شاهنامه می باشد به روشنی به ما می گوید که او شاهنامه را در سن ۷۱ سالگی به پایان رسانده بوده است:


"چو سال اندر آمد به هفتاد و یک / همی زیر بیت اندر آرم فلک"


و سپس روز پایان دادن شاهنامه را روز 'ارد (اشی) از ماه اسفند'  ثبت کرده است، که در گاهشماری امروزی برابر است با بیست و پنجمین روز از ماه اسفند است:


"سرآمد کنون قصهٔ یزدگرد / به ماه سفندار مد روز ارد"


باری، اکنون روز و ماه آن روشن شده است، ولی اگر نتوانیم سال پایان رسیدنش را روشن سازیم، نخواهیم توانست ۷۱ سال از آن بکاهیم تا سال زاده شدن او آشکار شود و نخستین مشکل بر سر این تاریخ، مصرع یکم در بیت زیر می باشد که پس از بیت بالا آمده و سال ۴۰۰ هجری قمری(!) را ذکر می کند:


- "ز هجرت شده پنج هشتادبار / به نام جهانداور کردگار"


این بیت دو مشکل اساسی دارد که با بیت پیشین در ستیز می باشد و آن نشاندن "هجرت" و "پنج هشتادبار" در کنار مصرع پیشین "به ماه سفندار مد روز ارد" می باشد. 


این بیت مدعی می شود که شاهنامه در سال پنج هشتادبار (۵x۸۰=۴۰۰) یا ۴۰۰ هجری قمری به پایان رسیده است.

بگفته ای دیگر گاهشماری که این بیت بکار برده شده "هجری قمری" یا گاهشماری تازیان می باشد که براساس گردش هلالی ماه به دور زمین و برنگری گام‌های ماه بر آورد می شود. ولی گاهشماری که در بیت پیشین (روز ارد از ماه اسفند) بکار برده شده، گاهشماری خورشیدی یا دقیق تر، گاهشماری ایرانی (هموگانِ [:اعتدال] بهاری) است، ک این دو در ستیز و تضاد با یکدیگر می باشند. دو دیگر، تا پیش‌از گاهشماری جلالی (گاهشمار امروزی)، تنها گاهشماری خورشیدی در ایران بکار می رفت، گاهشماری باستانی ایران بوده است که بر اساس آن دوازده ماه سال به ۳۰ روزبخشبندی که هر روزی برای خود نام ویژه داشته[[1]] و سپس با افزدون پنج گاهنبارها (پنجه)، سال خورشیدی ۳۶۵ روز پدید می آمده است. سه دیگر، در زمان فردوسی، تنها گاهشماری خورشیدی که از سوی ایرانیان بویژه موبدان دین بهی (زرتشتی) بکار برده می شد و در سراسر شاهنامه نیز بکار گرفته شده، گاهشماری 'شهنشاهی' که 'یزگردی'[[2]] هم شناخته می شود بوده است. چهاردیگر، اساس و ماهیت شاهنامه، گویای تازیستیزی فردوسی و انزجار او از کیش اشغالگران بوده و چنین شخصی هرگز آن پروانه را بخود نمی داده است تا "گاهشماری تازیان" (قمری) را در کنار "گاهشماری ایرانی" (خورشیدی) نهاده و آندو را در چند بیت بهم آمیزد. در نتیجه، ممکن است که اشاره به روز "ارد از ماه اسفند" درست باشد، ولی بکاربری واژهٔ "هجرت" از سوی فردوسی نه تنها باور نکردنی، بلکه بر اساس منطق نپذیرفتنی است و بایستی برآورد کرد که واژهٔ 'هجرت' و بهره وری از گاهشماری "هجری قمری"، نه از سوی فردوسی، بلکه شاهنامه نویسان مسلمان، پس از او در شاهنامه گنجانده شده است تا او را مسلمان و شیعه جا زنند - که این تضاد پدید آمده است. 


اکنون اگر بنا را بر آن گذاشته شود که سال ۴۰۰ را خود فردوسی در شاهنامه نوشته بوده ولی هجرت را شاهنامه نویسان بدان افزوده اند، این نتیجه را ارائه می دهد که فردید فردوسی از سال ۴۰۰ شهنشاهی/یزدگردی بوده است و در چنین زمانی سال ۴۰۰ با روز و ماه خورشیدی همخوان می شود. ولی مشکلی که این تاریخ پدید می آورد و بایستی برآورد کرد که کل مصرع ساختگی و به دروغ نام فردوسی افزوده شده است، تضاد با بیت های دیگر در شاهنامه است - و آن بخشی به نام "اندر ستایش محمود غزنوی" (سرآغاز داستان جنگ کیخسرو با افراسیاب) است و بلاستثناء در همهٔ شاهنامه ها یافت می شود.


فردوسی در این بخش به سن خود اشاره می کند که زمانی که به سن پنجاه و هشت سالگی رسیده بوده است، 'یمین‌الدوله ابوالقاسم محمود بن سبکتگین' نامی به محمود غزنوی بر تخت سلطنت نشسته بوده است:


- "ابوالقاسم آن شهریار دلیر / کجا گور بستاند از چنگ شیر

جهاندار محمود کاندر نبرد / سر سرکشان اندر آرد بگرد

. . . . 

بدانگه که بد سال پنجاه و هشت / نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت 

فریدون بیدار دل زنده شد / زمین و زمان پیش او بنده شد

.....

جهاندار محمود خورشیدفش / به رزم اندرون شمشیرکش"


محمود غزنوی در دو برههٔ جداگانه بر تخت سلطنت می نشنید، نخستین بار در سال ۹۹۷ ترسایی[[3]] به نام "امیر" و سپس در سال ۱۰۰۲ ترسایی به نام "سلطان"، که به گمان زیاد اشاره فردوسی به سال ۹۹۷ است. بر این اساس، با کاهش ۵۸ از ۹۹۷، سال زاده شدن او  ۲۶۹۷ بهدینی برابر با ۳۰۸ یزدگردی (۹۳۹ ترسایی برابر با ۳۲۷ هجری) بدست می آید. البته بایستی ذکر کرد که زنده یاد شاپور شهبازی، سال ۹۴۰ ترسایی را برآورد کرده بود، که به باور این نگارنده یک سال تفاوت و برآورد نادرست بخاطر واژه آدینه ای است که او پذیرفته بود از آن فردوسی می باشد و در سطور پائین تر بدان پرداخته خواهد شد.


در جمع بندی سطور بالا و این بخش بایستی اعلام داشت که روز چهارشنبه ۲۵ اسفندماه سال ۳۳۰ خورشیدی برابر با ۱۵ مارس سال ۹۵۲ (۱۰ شوال ۳۴۰ هجری قمری) تاریخ دقیق پایان یافتن شاهنامه بوده است. 


اکنون که سال زادروز ۹۳۹ ترسایی بدست آمد، بایستی روز زاده شدن را نیز پیدا کرد.



۳. روز زاده شدن

فردوسی در باره روز زاده شدنش در داستان پادشاهی شاپور دوم (نامی به "شانه دوز"/"ذوالاکتاف") اعلام می دارد که او در روز "هرمزد بهمن" که یک روز آدینه بوده، شست و سه ساله شده است.


"چو آدینه هر مزد بهمن بود / برین کار فرخ نشیمن بود

می لعل پیش آور ای هاشمی / زخمی که هرگز نگیرد کمی

چو شست و سه شد سال شد گوش کر / ز بیشی چرا جویم آیین و فر"


بر اساس گاهشماری باستانی که در سطور بالا بدان پرداخته شد، ماه به ۳۰ روز بخشبندی شده که روز "هرمزد" نخستین روز از هر ماه بوده است. در نتیجه روز هرمزد از ماه بهمن، یکمین روز از ماه بهمن بوده است. البته در گاهشماری امروزی بهدینان بخاطر اصلاحات و تغییراتی که رخ داده است، روز هرمزد/اورمزد در ماه بهمن، با ۲۵مین روز ماه برابر شده است. این تغییر تاریخ بدان خاطرست که موبدان در سال ۲۷۶۴ ( برابر با ۱۰۰۶ ترسایی) تصمیم بر آن گرفتند تا هر چهار سال، یک روز (روز کبیسه) به سال افزوده شود تا با گاهشماری خورشیدی (هر سال  ۳۶۵  و ۱/۴  روز) و با نوروز و هموگانِ [:اعتدال] بهاری برابر و همخوان گردد.[[4]] ولی این گاهشماری نیز دقیق نبود زیرا با بی ‌توجهی به کبیسه ‌گیری، نوروز هژده روز نسبت به زمان راستین خود جابجا و هموگانِ بهاری به جای یکم فروردین با نوزدهم فروردین برابر شده بود. تا‌ آنکه خیام، با زدودن هژده روز از آغاز فروردین و اعمال آن به عنوان کبیسه در پایان سال ۴۴۷ یزدگردی و قرار دادان زمان ورود خورشید به نقطه هموگان بهاری در سرآغاز سال را بدست آورد و گاهشماری جلالی یا گاهشماری امروزی ساخته شد. در این گاهشماری، شش ماه نخست سال ۳۱ روز، پنج ماه دوم ۳۰ روز و واپسین ماه ۲۹ روز می ‌باشد. نیز هر ۴ سال (بندرت ۵ سال) اسفند ماه ۳۰ روز می شود که آن سال به سال کبیسه شناخته می شود. نیز این اجرای کبیسه در گاهشماری امروزی، موجب شده است تا روز "امرداد" در گاهشماری بهدینان که هفتمین روز ماه بهمن بوده است، امروزه به یکم بهمن ماه منتقل گردد.


باری، شادروان شاپور شهبازی با تکیه بر روی واژهٔ "آدینه" و پژوهش بر روی گاهشماری یزدگردی اعلام داشته بود، تنها سالی که یکم بهمن ماه با روز آدینه یکی می شده است، سال ۳۷۱ یزدگردی (۱۰۰۳ ترسایی) بوده است،[[5]] که با کاهیدن  ۶۳ از آن سال ۹۴۰ ترسایی بدست می آید. ولی مشکلی که این برآورد ایجاد می کند، سخن فردوسی در باره سن خویش و تاریخ به پایان رساندن شاهنامه می باشد که در سطور بالا بدان پرداخته شد و این نگارنده بر این باورست که نبایستی واژهٔ 'آدینه' را در نظر گرفت و بایستی این واژه از سوی شاهنامه نویسان مسلمان که با نیرنگ و فریب تلاش کرده بودند تا نه تنها او را یک مسلمان و شیعه جا زنند به شاهنامه افزوده شده بود دسته بندی کرد بویژه آنکه، فردوسی از گاهشماری باستانی بهره وری می کرده است، یا بگفته ای دیگر، نه تنها ماه ها به ۳۰ روز بخشبندی شده و هر روز برای خود نام ویژه ای داشته است بلکه هر ماه به چهار هفته بخشبندی و روز نخستین هر هفته با نام "خداوند" آغاز می شده است (هرمزد/اورمزد - دی به آذر - دی به مهر - دی به دین) و بطور کل آدینه در آن جایی نداشته و ندارد؛ - نیز روز 'آدینه' یا جمعه برای تازیان (مسلمانان) مهم و با ارزش است، بویژه آنکه روز سرآغاز گاهشماری هجری قمری "آدینه/جمعه" بوده است،[[6]] نه شخصیتی همچون فردوسی که با همهٔ کیان و هستی اش از چیرگی بیگانگان بی تمدن و خونخوار بر کشورش دردمند و بدان خاطر از آنان بیزار و در نکوهش و سرزنش آنان کوتاهی نکرده بوده است. باری، اگر واژهٔ "آدینه" از این بیت زدوده و واژه ای همچون "امروز" را بجایش بنشانیم، آن زمان همخوان و بامعنا هم می شود:


"چو [آدینه] امروز هر مزد بهمن بود / برین کار فرخ نشیمن بود"


افزون بر آن، واژهٔ 'آدینه' بجز در این بیت در هیچ کجای دیگر شاهنامه یافت نمی شود[[7]] در نتیجه بایستی برآورد کرد افزودن این واژه به بیت، تنها بخاطر همخوان شدن با واژه های "می لعل" و "هاشمی" (اهل بیت!) با بیت پیشین بوده است:


"می لعل پیش آور ای هاشمی / زخمی که هرگز نگیرد کمی"


بنابرین کل این بیت ساختگی و از آن فردوسی نبوده است، بویژه آنکه با زدودن این بیت از میان دو بیت پیشن و پسین، این چامه نه تنها زیباتر به گوش می رسد، بلکه درست و بجا می نماید:


"چو امروز هر مزد بهمن بود / برین کار فرخ نشیمن بود

چو شست و سه شد سال شد گوش کر / ز بیشی چرا جویم آیین و فر"


در نتیجه تاریخ دقیق زاده شدن فردوسی را بایستی روز هرمز از ماه بهمن سال ۲۶۷۷ بهدینی، برابر با روز چهارشنبه ۱ بهمن ماه  ۳۱۷ خورشیدی (۲۱ ژانویه ۹۳۹ ترسایی برابر با ۲۱ ربیع الاول سال ۳۲۷ هجری قمری) اعلام داشت.[[8]]



پایان سخن:

این وظیفه بزرگ ملی بر دوش فردوسی شناسان، شاهنامه پژوهان، زبانشناسان و کارشناسان ادب پارسی می باشد تا نه تنها واژه ها و ابیات دروغین در شاهنامه را شناسایی کنند، بلکه واژه های حذف شده از شاهنامه را باری دیگر یافته و با پاکسازی آن، شاهنامه اصلی و راستین را به ملت ایران و همه پارسی زبانان جهان ارائه دهند.


خجسته زادروز فردوسی بزرگ، بزرگمرد میهنپرست و آزادهٔ ایرانی که اگر نیامده بود، امروز ایران کهنسال همچون مصر، یک کشور تازی بشمار می رفت و ایرانیان ایرانی-نژاد، که بازماندگان اشوزرتشت و تمدن اوستایی، دو پادشاهی عیلام و ماد و سه امپراتوری هخامنشی، اشکانی و ساسانی می باشند، در کنار بیابانگردان و شنزار نشین های نجد و حجاز، "تازی" و مردمانی بی تمدن با خو و سرشتی وحشی و خونخوارانه بشمار می رفتند، بر همه ایرانیان آزاده و مهینپرست فرخنده و شاد باد - و فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان ملی گرا و میهنپرست باد. 


شاپور سورنپهلو

روز امرداد از سال ۳۷۴۳ بهدینی

روز ۲۱ ژانویه سال ۲۰۰۶ ترسایی



یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)

________________________________


1 - نام روزهای هر ماه و چمهای[:معانی] آن ها

  •  هرمزد/اورمزد : کوتاه شده اهورامزدا، نام آفریدگار، خداوند خرد و هستی بخش جهان
  • بهمن: اندیشهٔ نیک
  •   اردیبهشت: بهترین راستی و پاکی
  •   شهریور: شهریاری نیرومند
  •   سپندارمذ: فروتنی و مهر پاک
  •   خرداد: تندرستی و رسایی
  •   امرداد: بیمرگی و جاودانگی
  • –  دی به آذر: آفریدگار
  •  آذر: آتش
  •   آبان: آب ها، هنگام آب
  • خور/خیر: خورشید، آفتاب
  •  ماه: ماه
  •   تیر: ستارهٔ تیر، ستارهٔ باران
  •   گوش/گئوش: جهان، هستی و زندگی
  •   دی به مهر: آفریدگار
  •   مهر: دوستی و پیمان
  •   سروش: فرمانبرداری
  •   رَشن: دادگری
  •   فروردین: فروهر، نیروی پیشرفت
  •   ورهرام: پیروزی
  •  رام: رامش، شادی
  •   باد: باد
  •   دی به دین: آفریدگار
  •   دین - بینش درونی (دئنا=وجدان)
  • ارد/اشی: خوشبختی دارائی و خواسته ها
  • اشتاد: راستی
  •  آسمان: آسمان
  • زامیاد: زمین
  •   مانتره سپند: گفتارپال
  • انارام/انغزه رو چنگهام: فروغ و روشنایی های بی‌پایان


2 - سرآغاز گاهشماری شهنشاهی یا یزدگردی روز بر تخت نشستن یزدگرد سوم در روز اشتاد (براساس گاهشماری باستانی بیست و ششمین روز از هر ماه) خوردادماه سال ۲۳۹۰ بهدینی برابر با ۱۶ ژوئن سال ۶۳۲ ترسایی می باشد.


3 - بسیاری از تاریخشناسان سال امیر شدن محمود را بر اساس مرگ پدرش به نام سبکتکین محاسبه کرده و سال ۹۹۸ شناسایی کرده اند، ولی شواهد تاریخی نشان می دهد که او یک سال پیش از مرگ پدر قدرت را دست گرفته و امیر غزنه بوده است.


4 - پارسیان هند جشن نوروز را ۲۰۰ روز پس از نوروز در ایران برگزار می کنند، زیرا که در سال ۲۸۸۷ بهدینی (۱۱۲۹ ترسایی)، آنان در پیروی از دینکرت و با در نظر نگرفتن کبیسه بر آن شدند تا هر ۱۲۰ سال، یک ماه به نام 'اسپندآرمذ وهیزک' به سال های خود بیفزایند، که امروزه به "نوروز شهنشاهی" نامی گشته و گاهشماریشان با بهدینان ایران تفاوت دارد.


5 - Shahbazi, A. Sh., "The Birthdate of Ferdowsī", ZDMG Vol.134 f.1, pp.98-105 (1984).


6 - سرآغاز گاهشماری هجری قمری، روز آدینه/جمعه ۲۷ تیرماه ۱ هجری خورشیدی، برابر با ۱۶ ژوئیه ۶۲۲ ترسایی (کهن)، ۱۹ ژوئیه ۶۲۲ ترسایی امروزی (گریگوری) و ۱ محرم سال ۱ هجری قمری است.


7 - فردوسی همواره تلاش کرده بود تا از بکاربری هر آنچه که بوی بیگانه بویژه تازی دارد دوری جوید، ولی در داستان هرمزد[سوم] به این بیت بر می خوریم: "ستاره شمر گفت بهرام را - که در چارشنبه مزن گام را". این بیت نشان می دهد که بدون هیچ گمانی از ابیاتی است که به شاهنامه پس از فردوسی افزوده شده است، بویژه آنکه "چارشنبه" تنها در نزد تازیان و "ایرانیان عَربزده" آن زمان روز بد بشمار می رفته است. نیز واژهٔ "شنبه" در هیچ کجای دیگر شاهنامه یافت نمی شود.


8 - البته همانگونه که در سطور بالا اشاره شد، در گاهشماری امروزی بهدینان روز یکم بهمن ماه بجای "اورمزد/هرمز"، "امرداد" نام دارد، ولی چون خود فردوسی زادروزش را نخستین روز از ماه بهمن ثبت کرده است، این وظیفه ما ایرانیان می باشد تا در احترام به روان و فروهر پاک آن بزرگمرد، از او فرمانبرداری کرده و این روز را بمناسبت زادروزش پاسداری و بزرگداشتش را گرامی داشته و در برابر شخصیت بزرگ و تاریخی او سر کُرنش فرو آوریم.




اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.

ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
 بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید: