ایرانیان راستین که هنوز خون و شرف ایرانی در رگهایشان در جریان است، جنایات و وحشی گری های تازیان صدر اسلام را نه فراموش می کنند و نه خواهند بخشید، ولی شوربختانه در تاریخ کشورمان از نخستین قادسیه ی (۲۵-۲۸ آبانماه ۶۳۶ ترسایی)، تا به امروز، قادسیه های فراوانی در تاریخ کشورمان رخ داده است، که این کابوس و تاریخ شوم و سیاه همچنان ادامه دارد و رژیم روضه خوانان حاکم برکشورمان، بهترین نمونه آن می باشد، که فرزندان راستین همان داعشی های ۱۴۰۰ سال می باشند؛ این بدان روی می باشد که ما ایرانیان هرگز از تاریخ درس فرا نگرفته و بدینروی هم محکوم به تجربه قادسیه های گوناگون و شاهد کشتار هم میهنانمان بوده ایم . . . . به امید روزی که ایرانی از خواب بیدار شود.
یاد و روان همه کشته شدگان در راه مام میهن زنده و جاودان باد.
پاینده باد ایران، جاودان و سرافراز باد ایرانیان راستین
-- و اینهم گوشه و قطره ای در اقیانوس جنایات و وحشیگری های تازیان در ایران در مدت دو قرن سکوت و در اشغال:
عبدالحسین زرینکوب در دو قرن سکوت می نویسد:
"در طی دو قرن، سکوتی سخت ممتد و هراس انگیز بر سراسر تاریخ و زبان ایران سایه افکندهاست و در تمام آن مدت جز فریادهای کوته و وحشت آلود اما بریده و بی دوام، از هیچ لبی بیرون نتراویده است. هر جا که در شهرهای ایران؛ به خط و زبان و کتاب و کتابخانه بر خوردند با آنها سخت بمخالفت برخاستند. نوشتهاند که وقتی قتیبه بن مسلم؛ سردار حجاج؛ بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی مینوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ در امان نمیگذاشت و هیربدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتابهایشان همه بسوزانید و تباه کرد تا آنکه مردم رفته رفته امی ماندند و از خط و کتاب بی بهره گشتند و اخبار آنها فراموش شد و از میان رفت."
شجاع الدین شفا در تولدی دیگر، برگ ۴۴۳ به نقل قول از ابوحنفیه دینواری در اخبار الطول:
"از جنگ جلولا آنقدر از ایرانیان کشته شدند که تمام دشت و صحرا از اجساد آنان پوشیده شد و از آنروز بود که این جنگ را جلولا (پوشیده) نام دادند و آن اندازه از زنان و کودکان ایرانی به اسارت گرفتند و به بردگی در بازارهای مکه و مدینه فروخته شدند که خدای داند، و گویند که شمار آنان فزون از یک صد و سی هزار نفر بود و در همین جنگ سی هزار هزار (سی میلیون) مثقال طلا از جانب فاتحان به غنیمت گرفته شد."
تاريخ طبری؛ جلتای پنجم، برگ ۱۹۷۵
"در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره (سردار عرب) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که خدا از ري نصيب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود ."
فارسنامه ابن بلخي، برگ ۱۱۶ - تاريخ طبري؛ جلتای پنجم، بر ۲۰۱۱
"در حمله به شاپور نيز مردم پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند."
تاريخ طبری، جلتای چهارم، برگ ۱۴۹۱
"در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود."
الفتوح، برگ ۲۲۳ و تذکره شوشتر، برگ ۱۶
"در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند."
تاريخ طبرستان، برگ ۱۸۳ و کتاب تاريخ رويان، برگ ۶۹
"در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام به بهانه (دادرسی ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند … و ديه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند."
تاريخ کامل، جلتای سوم، برگ ۲۰۸ و ۳۰۳
"در حمله به سرخس، اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز يک صد نفر کشتند."
الفتوح، برگ ۲۸۲
"در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام مي کشتند و غارت مي کردند."
تاريخ طبري. جلتای پنجم، برگ ۲۱۱۶ و تاريخ کامل. جلتای سوم ، برگ ۱۷۸
"در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود."
فارسنامه ابن بلخی، برگ ۱۳۵
"پس از فتح استخر مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند براي بار دوم» استخر» را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح «استخر» (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم » استخر» که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختند پس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند «چهل هزار کشته » بودند بيرون از مجهولان."
کتاب الفتوح، برگ ۲۱۵
"رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند."
تاريخ يعقوبي، برگ ۶۲
"مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند."
تاريخ سيستان، برگ ۳۷ و ۸۰
"در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با هزار غلام بچه و کنيز."
ادمین خلیج فارس
اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت.
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.
ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
All Rights Reserved - تمام حقوق محفوظ میباشد.
این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.persian-gulf.net) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید:
الو: https://ello.co/persian-gulf
تویتر: https://twitter.com/PersianGulf_fb
فیسبوک: https://www.facebook.com/Persian.Gulf.Gulf
گوگل پلاس: https://plus.google.com/+PersiangulfNetForever
یوتیوب: https://www.youtube.com/channel/UCCr5wfjUgraFh-pDjpfR6kA
.
الو: https://ello.co/persian-gulf
تویتر: https://twitter.com/PersianGulf_fb
فیسبوک: https://www.facebook.com/Persian.Gulf.Gulf
گوگل پلاس: https://plus.google.com/+PersiangulfNetForever
یوتیوب: https://www.youtube.com/channel/UCCr5wfjUgraFh-pDjpfR6kA
.
