۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

گرامی باد پنجم آذرماه، سالگرد برداشتن نخستین گام برای ملی کردن نفت ایران، توسط رضاشاه بزرگ


"یک مسافرت هزاران مایلی، با برداشتن نخستین گام آغاز می شود."       - لائوتسه*

قرارداد دارسی
در خردادماه سال ۱۲۸۰ خورشیدی (۲۸ ماه مه ۱۹۰۱ میلادی) مظفرالدین قاجار، که به بی لیاقتی و نادانی دیگر سلاطین دودمان غیر-ایرانی و مغول-نژاد[1] قارجارها بود، با بستن قراردادی با ویلیام ناکس دارسی انگلیسی، اجازه اکتشاف و استخراج نفت ایران را در قبال دریافت ۲۰ هزار پوند پول و ۲۰ هزار پوند سهام، به مدت شصت سال به بریتانیا واگذار کرد! دارسی سرانجام پس از هفت سال کاوش (پنجم خردادماه ۱۲۸۷ خورشیدی)، در منطقه مسجد سلیمان به نفت رسید و نخستین چاه استخراج در آسیای غربی (خاورمیانه) زده شد. 

این قرارداد ننگین از سوی قاجارها، نه تنها حاکمیت مطلق دولت بریتانیا بر منابع نفتی ایران را تا سال ۱۳۴۷ خورشیدی تضمین کرده بود، بلکه فصل تازه ای در چیرگی و استثمار بریتانیا بر حیات سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران گشود. ولی ۳۶ سال پیش از به پایان رسیدن قرارداد، رضاشاه آنرا برخلاف مصالح و منافع ملی ایران اعلام نموده و کمر به لغو آن بست.


نخستین گام برای لغو قراداد
با آنکه در روز ۲۹ اسفندماه "صنعت نفت ایران" ملی اعلام شد[2]، ولی این رضاشاه بزرگ بود که نخستین اندیشه و گام برای فسخ قرارداد استثماری دارسی را  برداشت؛ ولی شوربختانه از روی غرض ورزی و تبلیغات ایرانستیزانی، همچون روحانیون وابسته به بریتانیا که امروز حکومت را در ایران در دست دارند و نیز ملایان نیرنگباز در پوشاک ملی گرایی (ملی-مذهبی ها)  و توده ای های مزدور شوروی و نیز کوته اندیشی و عدم سواد سیاسی بسیاری از ایرانیان که در چهار دهه گذشته تحت تاثیر تبلیغات شبانه روزی آنان قرار گرفته اند، هیچ اعتباری به آن بزرگمرد میهنپرست نداده اند!

رضاشاه در روز پنجم آذرماه ۱۳۱۱ (۲۵ نوامبر ۱۹۳۲) پس از پاره نمودن قرارداد، در نامه ای به 'شرکت نفت ایران و انگلیس' (APOC) اعلام کرد این پرونده برخلاف منافع ملی ایران بوده و آنرا رسما یکطرفه فسخ کرده است. پرونده درگیری بین دو کشور به دادگاه دائمی هیگ (the Permanent Court of International Justice at the Hague)، ارجاع شد. ولی دادگاه به سود بریتانیا رای داد![3] رضاشاه در پاسخ به رای، اعلام نمود این یک مساله داخلی است و نه تنها به هیگ ربطی ندارد، بلکه اعتبار بررسی این پرونده را ندارد و دولت بریتانیا را "جنگخواه و زورگو" خواند و رای دادگاه را نپذیرفت. بریتانیا در میان تهدید نظامی، پرونده را در روز ۲۳ آذرماه ۱۳۱۱ (۱۴ دسامبر ۱۹۳۲ میلادی) به 'سازمان مجمع اتفاق ملل' (the League of Nations) برد[4] و ایران سه روز دیرتر در سازمان حضور یافت، ولی گفتگوها تا ۲۲ فروردین ۱۳۱۲ (۱۱ آوریل ۱۹۳۳ میلادی) ادامه داشت، که دوباره با شکست ایران پایان یافت. 

با آنکه رضاشاه نتوانست قرارداد را لغو کند، ولی سرانجام با ادامه فشار و حتی تهدید، در خردادماه ۱۳۱۲ موفق گشت تا تغییرات اساسی در آن صورت دهد، که نه تنها حوزه استخراجی بریتانیا براساس قرارداد جدید به ۱۵٪ کاهش (محدود شدن به ۱۰۰ هزار مایل مربع = ۱۶۱ هزار متر مربع)، یافت و ایران بر ۸۵٪ نفت خود کنترل پیدا کرد، بلکه APOC موظف به پرداخت ۷۵۰ هزار پوند در سال[5]، افزون بر مالیات سالانه بمدت ۳۲ سال (تا سال ۱۳۴۳) به ایران شد.[6] البته دکتر تقی زاده نماینده ایران در گفتگوها، خواهان فشار بیشتر به بریتانیا برای بدست آوردن امتیازات بیشتری بود، ولی رضاشاه یک ارتشی کارکشته بود، که هم از توان ارتش ایران آگاه بود و هم قدرت نظامی بریتانیا و میدانست که براساس قرار داد دارسی، آن کشور میتواند برای دفاع از حقوق APOC دخالت مستقیم نظامی و جنوب ایران را به اشغال خود در آورد!

از سوی دیگر، دولت بریتانیا که پذیرای آن نبود که یک کشوری همچون ایران که تا دیروز جولانگاهشان بوده، امروز برایشان شاخ و شانه بکشد و از هراس آنکه مبادا این ایستادگی و دفاع از حقوق ملی به دیگر کشورهای مورد استثمار و استعمارشان سرایت کند، خود را برنده اعلام نمود[7] - که تا به امروز ایرانستیزان درونی، آنرا بر ضد رضاشاه بکار می گیرند!

انگیزه ی اصلی که رضاشاه نتوانست قرارداد نامبرده را کاملا فسخ کند، این بود که مدتی نگذشته بود که رضاشاه ایران را از چنگال قاجارها نجات داده بود، ایران آن توان نظامی در دفاع از خود را نداشت و مهمتر سامانه و نظم جهانی هنوز تغییر نیافته بود! بگفته ای دیگر، بریتانیا هنوز بزرگترین ابرقدرت جهانی بشمار میرفت و نیز سازمان مجمع اتفاق ملل که بدست آنان بنا و در زیر کنترلشان بود و نیز دادگاههای جهانی همچون لاهه بوجود نیامده بودند. پس از جنگ جهانی دوم و دگرگونیهای اساسی سیاسی که در جهان رخداد، نظم پیشین برچیده و بریتانیای ورشکسته و ذلیل جای خود را به ایالات متحده آمریکا داد.

بهرروی، بخاطر پایداری و شاخ و شانه کشیدن ها و صدماتی که رضاشاه به بریتانیا وارد ساخته بود، از جمله اخراج ارتش تفنگداران ایران جنوبی ISP و آزادسازی استانهای خوزستان، لرستان، بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان، کرمان، . . . از اشغال بریتانیا[8]، آن کشور سرانجام انتقام خود را با اشغال ایران و تبعید رضاشاه به آفریقای جنوبی گرفت.


ادمین خلیج فارس

اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت.
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.

ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
All Rights Reserved - تمام حقوق محفوظ میباشد.
این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.persian-gulf.net) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
________________________________

* - A journey of a thousand miles begins with a single step” Lao-tzu

1 - قجرها (کچرها)، از مردمان مجموعه قبایل "غز" (اوغوز) و مغول نژاد* می باشند که با سپاه چنگیزخان به منطقه آورده شوده بودند. ر. ک. به حسن پیرنیا مشیرالدوله و عباس اقبال آشتیانی، "تاریخ ایران، از آغاز تا انقراض قاجاریه"، برگ ۷۵۴، تهران ۱۳۶۴.


3 - Azemi, F. "Anglo-Persian Oil Company", in: Encyclopædia Iranica, Vol. II, Fasc. 1, (December 15, 1985), pp. 61–65.

4 - LNOJ (1933), pp. 197-253

5 - ‍ارزش ۱ پوند در سال ۱۹۳۲ میلادی، برابر با ۳۷۵ پوند در سال ۲۰۱۳ میلادی است!
http://bit.ly/2fOvZjs

6 - Cadman's diaries, dated April 19, April 22 and April 23, 1933, all in BP 96659

7 - Shwadran, B., "The Middle East, Oil and the Great Powers", New York (1973), pp. 38-47



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید:

.