۱۳۹۵ آذر ۲۴, چهارشنبه

عراقی ها، کاخ ایوان خسرو (تیسفون) را سنگفرش کردند!


در حالیکه معاونت سازمان میراث فرهنگی ایران، در کمال بی خیالی به تماشای نابودی آثار ملی ایران نشسته اند، مسئولین میراث فرهنگی عراق، زمین های پیرامون کاخ ساسانی ایوان خسرو (تیسفون) را سنگفرش کردند! . . . . کجاست محمدرضا کردستانی نامی به میرزاده عشقی (۱۲۷۲-۱۳۰۳)، تا این سروده اش را برای مسئولین کشوری بخواند؟

من نیز یکی حرف بگفتم وکلا را / در مجلس شورا
هرچند که از حرف در ایران چه ثمر بود؟ / دیدی چه خبر بود؟

نُه سال گذشته که گذشتم ز مداین / گشتم ز مداین
آزرده بدان سان که پدر مرده پسر بود / دیدی چه خبر بود؟

ویرانه یکی قصر شد از دور نمایان / در قافله یاران
گفتند که این راه پر از خُوف و خطر بود / دیدی چه خبر بود؟

جایی است خطرناک و پر از سارق و جانی / آنگونه که دانی
عریان شود آن کس که از آن راهگذر بود / دیدی چه خبر بود؟

کسرای عدالتگر اگر زنده بُد این عصر / اینسان نبُد این قصر
گفتم که به اعصار گذشته، چه مگر بود؟ / دیدی چه خبر بود؟

گفتند که بودست عدالت گه ساسان / آن روز که ایران
سرتابه سرش مملکتِ علم و هنر بود / دیدی چه خبر بود؟

من در غم این، کز چه عدالت گه کشور / شد دزدگه آخر؟
زین نکته غم اندر دل من بیحد و مَر بود / دیدی چه خبر بود؟

این منزل دزدان شدنِ بارگه داد / بیرون نشد از یاد
همواره همین مسئله در مدِّ نظر بود / دیدی چه خبر بود؟

تا این که در این دوره بدیدم وکلا را / در مجلس شورا
دیدم دگر این باره، از آن باره بتر بود / دیدی چه خبر بود؟

ویران شده شد دزدگه آن بُنگه کسرا / وین مجلس شورا
ویران نشده دزدگه و مرکز شر بود / دیدی چه خبر بود؟

این مجلس شورا نبُد و بود کلوپی / یک مجمعِ خوبی
از هر که شب از گردنه بردار و بِبَر بود /دیدی چه خبر بود؟

هرگز یکی از این وکلا زنده نبودی/پاینده نبودی
این جامعه ی زنده نما زنده اگر بود/دیدی چه خبر بود؟

وانگه شدی از بیخ و بن این عدلِ مظفر / با خاک برابر
حتا نه به تاریخ از آن نقش صُوَر بود / دیدی چه خبر بود

تنها نه همین کاخ سزاوار خرابی است / این حرف حسابی است
ای کاش که سرتاسرِ ری زیر و زبر بود / دیدی چه خبر بود

ای ری! تو چه خاکی که چه ناپاک نهادی / تو شهر فسادی
از شر تو یک مملکتی پر ز شرر بود / دیدی چه خبر بود

شمر از پی تو جد مرا کشت چنان زار / لعنت به تو صد بار
صد لعن به او نیز که رنجش به هدر بود / دیدی چه خبر بود

ای کاش که یک روز ببینیم درین شهر / از خون همه نهر
در هر گذری لخته ی خون تا به کمر بود / دیدی چه خبر بود

از کوه «وِزُوْ» آنچه که شد خطه ی پُمپِی / آن بِهْ که شود ری
ای کاش که در کوه دماوند اثر بود / دیدی چه خبر بود

این طبع تو «عشقی» به خداییِّ خداوند / از کوه دماوند
محکم تر و مُعْظَم تر و آتشکده تر بود / دیدی چه خبر بود


ادمین خلیج فارس

اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت.
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.

ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
All Rights Reserved - تمام حقوق محفوظ میباشد.
این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.persian-gulf.net) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید:

.