گفته می شود، دولت آضربایجان اعلام کرده است: «هیچگاه نژاد برتر نباید درود و صلوات بر نژاد پائین تر از خودش بفرستد، چرا که صلوات فرستادن بر اعراب دوران جاهلیت یعنی آنها را داناتر و برتر از خود دانستن است و این جنایتی بزرگ به تاریخ و تمدن و هویت و فرهنگ بزرگ ما می باشد.»
دولت آضربایجان نیز افزوده است، «ما همانند مردم ایران نیستیم که تاریخ و فرهنگ غنی خود را گم باشیم.»
بایستی گفت، در میان این همه اراجیفی که در ساله های گذشته و از زمان تشکیل جمهوری استالینی آضربایجان برون آمده است، این نخستین بار است که سخن و حرکتی شایسته از آنان سر می زند! شصت روز زندان ممکن است که بیش از اندازه تند و تیز بنظر آید، ولی "فرهنگ بیمار" همانند "انسان بیمار سرطانی" است که بایستی با شیوه درمانی و دارویی شدید، بیمار را درمان کرد تا از شر سرطان و مرگ رهایی یابد. البته در مورد جمهوری آضربایجان، با نگاهی به ایران دریافته اند که اگر با سرطان مذهبی/خرافات از هم اکنون مبارزه نشود، سراسر جان و پیکرشان را به چیرگی خود در خواهد آورد.
بهر روی، محمدرضاشاه که بدون هیچ گمانی یک شخص میهنپرستی بود و بهترین ها را برای کشور و مردمش می خواست، ولی برخلاف پدرش، رضاشاه بزرگ که ایران نوین را بنا گذاشت، دارای یک روحیه مذهبی-خرافاتی[4] بود، که اگر سیاست پدرش را در جدایی دین از سیاست، خرافات زدایی فرهنگسازی در جامعه بیمار ایرانی ادامه داده بود و به دام ملایان نمی افتاد و ایران ِ "رضاشاهی-سکولار" را به یک "ایران-نیمه-مذهبی" مبدل نمی ساخت، مردم ساده لوح در سال ۵۷، نه امام منحوس را در ماه می دیدند و نه فریب اراجیف ملایان را می خوردند و کشور و ملتمان را به چنین روزی که امروز شاهد هستیم، نمی انداختند.
نیز همانگونه که کسی عورت خود را در جامعه به معرض نمایش نمی گذارد، دین و مذهب را هم بایستی خصوصی و شخصی بماند. به امید روزی که متوجه شویم دین و مذهب یک مساله شخصی و درونی و پیوندی میان انسان و پروردگارش می باشد، نه برونی و آمیختنش با سیاست و فرهنگ ملی، که نتیجه اش رژیم ایرانستیز، واپسگرایی مذهبی و حاکمیت فرهنگ جاهلیت اعراب حاکم بر ایران شود.
ادمین خلیج فارس
اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت.
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.
ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
All Rights Reserved - تمام حقوق محفوظ میباشد.
این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.persian-gulf.net) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!
یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
________________________________
1 - http://bit.ly/2mrxaf2
2 - http://islamazeri.az/sehidin-defninde-salavat-dediyi-ucun-60-sutka-hebs-verildi-agcabedide-foto--7977.html
3 - بکاربری واژه "آضربایجان" و "آظربایجان" برای امر جداسازی و تشخیص میان "آذربایجان راستین" که در جنوب رود ارس و در ایران قرار دارد را تاربرگ خلیج فارس چهار سال سال پیش پیشنهاد داده بود، که مورد استقبال برخی از تارنماها و تاربرگ های ملی قرار گرفت. برای اطلاعات بیشتر به این نوشته رجوع نمایید: http://tinyurl.com/p49hkfw
4 - یکی از نمونه های خرافاتی بودن شاه در گفتگو با اوریانا فالاچی است: (http://ketabnak.com/comment.php?dlid=16199)
فالاچی: عالیجناب چه دیدند؟
شاه: دیدن که چه عرض کنم خواب نما شدن.
فالاچی: چه چیزی؟ چه کسی؟
شاه: از پیغمبران. آه مرا خیلی متعجب میکند که شما نمیدانید. همه میدانند که چندین بار خواب نما شدهام. یکبار در پنج سالگی و یکبار در شش سالگی بار اول امام زمان را خواب دیدم. کسی که در مذهب ما عقیده بر این است که او غیب شده و روزی برخواهد گشت تا دنیا را نجات دهد. حادثهای برایم پیش آمد. داشتم بر روی سنگی میافتادم که خودش را بین من و سنگ حائل قرار داد. میدانم برای اینکه دیدم نه در خواب بلکه در واقعیت. فقط من دیدم و بس. شخصی که مرا همراهی میکرد به هیچ وجه او را ندید. اما هیچ کس از من نمیبایستی او را میدید برای اینکه آه... میترسم که شما مرا درک نکنید.
فالاچی: عالیجناب در حقیقت من واقعا نمیفهمم خوب شروع کرده بودم ولی حالا این داستان خواب نما شدن در واقع برای من روشن نیست.
شاه: برای اینکه شما بدان اعتقاد ندارید نه به خدا و نه به من. خیلیها باور ندارند حتی پدرم نیز باور نمیکرد. هرگز باور نمیکرد و همیشه مسخره مینمود. خیلیها با احترام از من سؤال میکردند که آیا هرگز در این مورد شک نکردهام و شاید یک فانتزی و رویا بوده یک رویای بچهگانه. و من جواب میدادم خیر نه به خاطر اینکه به خدا اعتقاد دارم و میدانم که از طرف خدا برای انجام یک ماموریت انتخاب شدهام خواب نماهای من معجزههایی بودند که کشور را نجات دادند. حکومت من کشور را نجات داد به خاطر اینکه خدا کنار من بود و میخواهم بگویم برای تمام کارهای بزرگی که برای ایران کردهام به تنهایی انجام ندادهام. راستی میتوانستم انجام بدهم اما نمیخواهم برای اینکه میدانستم کسی پشت سر من بوده خدا بوده خدا بوده است متوجه می شوید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید:
.
