در دو یا سه دهه گذشته چندبار به این جمله برخورده اید: "قرارداد ترکمانچای مدتش ۱۰۰ سال و بسر آمده است؟" این یکی از بزرگترین دروغهای رسمی در ایران است، که نه تنها از دستینه کردن پیمان نامه ترکمانچای (ادامه و جایگزین پیمان نامه گلستان بود) ۲۰۰ سال میگذرد و هیچ محدودیت زمانی در آن قید نشده، بلکه در حقیقت و "بگونه ایی" بیش از ۹۵ سال است که لغو شده و دولتهای حاکم برما فرصتهای فراوانی را برای بازگشتشان از دست داده اند!
براساس پیمان نامه گلستان بین دو دولت ایران قاجاری و روسیه تزاری که در روز دوشنبه سوم آبانماه ۱۱۹۲ خورشیدی دستنیه شد، ایران شهرهای قره باغ، گنجه، شکی، شیروان، قوبا، دربند، باکو، داغستان، گرجستان و تالش را به روسیه واگذار کرد.
چهارده سال پس از آن، در روز پنجشنبه یکم اسفندماه ۱۲۰۶ پیمان نامه ترکمانچای نیز دستینه شد که براساس آن ته مانده سرزمینهای ایرانی در استانهای اران (آذربایجان دروغین) و ارمنستان را که شامل نخجوان و ایروان بود به دولت روسیه واگذار و سپاه ایران از تالش و مغان برای همیشه برون رفتند.
اگر کسی بخود زحمت میداد:
۱. پیمان نامه ترکمانچای بیش از ۹۵ سال است که لغو گشته و هیچ ارزشی ندارد!
پس از سقوط تزارها و پیروزی انقلاب کمونیستی در شوروی، لنین برای نشان دادن دوستی خود نسبت به ملتهای مورد ستم تزارها، الغای تمام امتیازات استعماری و استثماری دولت تزاری را اعلام کرد.
دولت صمصام السلطنه نیز از این فرصت استفاده کرد و در ۴ امرداد ۱۲۹۷ (۲۷ ژوئیه ۱۹۱۸) در مصوبهای الغای قرارداد ترکمانچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام نمود. این مصوبه و درخواست با مقاومت شدید دشمن دیرنیه ایران و ایرانیان، یعنی دولت بریتانیا که در آنزمان ایران را تحت اشغال خود داشت روبرو شد و بازگشت آن سرزمینها را به ایران ناکام ساخت!
پس از فروپاشی سلسه قاجاریه (به آسانی میتوان آنرا یکی از سیاهترین و شومترین دوران تاریخی ایران خواند) و سرآغاز سلسه پهلوی در سوم اسفندماه ۱۲۹۹، مصادف بود با انتقال روسیه از یک نظام لنینی و مردمی به یک دیکتاتوری-کمونیستی که به شومی و پلیدی حکومت تزارها بود و نیز جنگ و کشمکش بین اعضای کلیدی حزب کمونیست برای بدست آوردن قدرت (لنین دوسال پیش از سرکار آمدن رضاشاه براثر سکته قلبی درگذشته بود).
پادشاهی رضاشاه بریک کشوری ورشکسته، جمعیتی که نیمی از آن در نسل کشی توسط بریتانیا از بین رفته و یک جامعه بیمار و ناتوان و زیر چکمه بیگناه که هربخشش توسط دست نشانده ایی اداره میشد، آغاز گشت. او در مدت ۱۶ سال سلطنت توانست با از بین بردن حکومتهای خودسر و دست نشانده روس و انگلیس در ایران، کشور را دوباره یکپارچه سازد و با بازگردادن امنیت به کشور و کنترل بر منابع طبعیی، اقتصٱد را ترمیم و سنگ ایران نوین را بگذارد. آیا رضاشاه در اندیشه بازگردادن سرزمینهای از دست رفته بود یا نه برما پوشیده است، ولی اگر چنین تصمیمی هم داشت با آغآز جنگ جهانی دوم و اشغال دوباره ایران توسط انگلستان، روسیه و اینبار آمریکا، و نیز شکست آلمان روبرو شد که سرانجام در تبعید درگذشت، نقش برآب شد.
دهه و سالهای نخستین برسرکار آمدن محمدرضاشاه با سالهای پایانی قاجاری تفاوت زیادی نداشت؛ کشور دوباره در زیر چکمه بیگانگان همراه با اقتصادی ورشکسته! باری در سالهای میانی دهه ۵۰ میلادی زمزمه بازگرداندن سرزمینهای ایرانی در قفقاز توسط ملی گرایان بار دیگر آغاز گشت که با در دهه ۷۰ میلادی و درآمد بالای ایران از فروش نفت این اندیشه قوت گرفت، ولی ایران رسما جرات بزبان آوردن آن را از ترس شورویها که یکی از دو ابر قدرت جهان بود را نداشت، و همچنان رویایی بیش باقی نماند - تا آنکه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۷۰ رخداد و بزرگترین و میتوان گفت "تنها" فرصت برای بازگشت سرزمینهای پیشین فراهم گشت!
۲. از دست دان تنها فرصت برای همیشه
روز آدینه بیست و ششم مهرماه ۱۳۷۰ را میتوان روزی بشمار آورد که کشورمان امید و بزرگترین و بگمان زیاد "تنها" فرصت برای بازگردادندن سرزمینهای ایرانی نه تنها در قفقاز بلکه در آسیای میانه را برای همیشه از دست داد! میتوان آنرا یکی از بزرگترین خیانتها به ایران و ایرانی در تاریخ معاصر ایران خواند، که دست کمی از دستینه کردن پیمان نامه های ننگین توسط قاجارها نداشت!
با فروپاشی شوروی میزان قدرت جهانی کاملا از بین رفته و خلائی در یکسوی آن پیداشده بود. آمریکا ابرقدرت دیگر جهان و دشمن سرسخت شوروی دیگر رقیبی نداشت، ولی در عین حال هم هنوز آمادگی تک-ابرقدرتی در جهان را نداشت - که در اینزمان بود که با استفاده از ناتوانی و خلا قدرت، کشورکهای جدیدی که از دل سرزمینهای پیشین ایرانی پدید آمده و اعلام استقلال کردند: نخست اران (آذربایجان دروغین) در ۲۶ مهرماه ۱۳۷۰ و خراسان بزرگ (ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان - در ۳۰ شهریورماه ۱۲۶۰ از ایران جداشده بودند) در ۴ دیماه ۱۳۷۰.
در آن زمان نه تنها پیمان نامه ترکمانچای نزدیک به هشتاد سال میشد که لغو شده بود و هیچ ارزش اجرایی نداشت، بلکه طرف قرارداد نیز دیگر وجود خارجی نداشت و ایران براحتی میتوانست نیروهای نظامی خود را "با پشتیبای کامل ملت ایران" وارد سرزمینهای پیشین خود سازد و هرگونه اختلافی را در آینده و در داداگاههای بین المللی حل و فصل کند - بویژه آنکه آن کشورکهای نوظهور هنوز علاقه و نزدیکی به مام وطن ایران داشته و حتی اگر هم دفاعی میخواست صورت گیرد، شکست میخوردند، زیراکه ارتش دفاعی نداشتند!!
ولی نظام جمهوری اسلامی و دولت آقای هاشمی رفسنجانی نه تنها هیچ اقدامی برای بازگردادن آن سرزمینها نکردند، بلکه کشورکهای نوظهور را به رسمیت شناخته و با این حرکت هرگونه حق ادعای قانونی از سوی ایرانیان را برای همیشه نابود ساختند! البته اگر منصفانه با آن برخورد کنیم، بایستی در نظر داشته باشیم که ایران از یک هشت سال جنگ خانمانسوز که از سوی عراق، کشورهای عربی و غربی بر ایران تحمیل شده بود، در آمده و توان جنگ دیگری را نداشت. باری، نظام جمهوری اسلامی بایستی از برسمیت شناختن (۱۴ دیماه ۱۳۷۰) سرزمینهای پیشین جدا خودداری میکرد که نه تنها نکرد، بلکه هیچ اعتراضی به "جمهوری اران" در "آذربایجان" خواندن خود نیز نکرد.[۲] امروز همان کشورک آنچنان گستاخ شده است که پان-ترک و مزدور تروریست پرورش و به ایران صادر میکند!
اینکه پیمان ترکمانچای ۱۰۰ ساله بوده و بسر آمده و یا بزودی بسر خواهد آمد یکی از بزرگترین دروغها در تاریخ ایرانست که فقط و فقط سرپوشی بر خیانتها، بی لیاقتیها و ندانم کاریهاست - نه بیشتر و نه کمتر!
امروز ما دیگر توان بازگرداندان آن سرزمینها را نداریم و به گمان بسیار زیاد هم نخواهیم داشت، مگر آنکه روزی روزگاری ایران از نظر اقتصادی، فرهنگی و نظامی ابرقدرت جهانی شود، تا مانند یک آهن ربا مردمان آن سرزمینها را بخودجذب کند و همه خواهان بازگشت شوند - ولی کاری که امروز همه ما بایستی انجام دهیم، آنست که با دسیسه های بیگانگانگان برای نابودی ایران، همچون انگلسیها در جنوب، آمریکا، ترکیه و اران (آذربایجان دروغین) در شمال و غرب کشورمان مبارزه کرده و با جان و خون خود از ته مانده "ایرانمان" پاسداری کنیم.
هرگامی که امروز ما برمیداریم بایستی هشیارانه و با سیاست درست برداشته شود - که دشمنانمان بویژه دشمن دیرنیه ما که انگلستان است پرنیرنگ و فریب بوده و شوربختانه بسیاری از ما زودباور و هنوز در خوابیم!
نوشته ادمین خلیج فارس
براساس پیمان نامه گلستان بین دو دولت ایران قاجاری و روسیه تزاری که در روز دوشنبه سوم آبانماه ۱۱۹۲ خورشیدی دستنیه شد، ایران شهرهای قره باغ، گنجه، شکی، شیروان، قوبا، دربند، باکو، داغستان، گرجستان و تالش را به روسیه واگذار کرد.
چهارده سال پس از آن، در روز پنجشنبه یکم اسفندماه ۱۲۰۶ پیمان نامه ترکمانچای نیز دستینه شد که براساس آن ته مانده سرزمینهای ایرانی در استانهای اران (آذربایجان دروغین) و ارمنستان را که شامل نخجوان و ایروان بود به دولت روسیه واگذار و سپاه ایران از تالش و مغان برای همیشه برون رفتند.
اگر کسی بخود زحمت میداد:
۱- یک حساب سرانگشتی میکرد که چگونه میشود ۱۰۰ سال از اعتبارش بگذرد و امروز به پایان برسد، زمانیکه ۲۰۰ سال از روی دستینه کردنش گذشته باشد؛پیش از پرداختن به این مسئله که چرا این دروغ ساخته شده است، یک پرسش در اینجا ایجاد میشود: چرا تاکنون هیچکدام از دولتمردان در ایران تلاشی برای درستسازی و افشای که این یک دروغ است نکرده اند؟
۲- و نیز مفاد پیمان نامه را میخواند[۱]، متوجه میشد که این یک دروغ و شایعه ایی، ساخته و پرداخته شده برای دورساختن ملت ایران از حقایق است! البته دروغسازان با روحیه بسیاری از هم میهنانمان آشنا هستند، که پیش از پذیرش مسئله ایی هرگز در باره آن پژوهشی نمیکنند تا درستی یا نادرستی آن برشان ثابت شود و بدینروی هم امروز این دروغ مانند ویروسی به همه جا سرایت کرده است!
۱. پیمان نامه ترکمانچای بیش از ۹۵ سال است که لغو گشته و هیچ ارزشی ندارد!
پس از سقوط تزارها و پیروزی انقلاب کمونیستی در شوروی، لنین برای نشان دادن دوستی خود نسبت به ملتهای مورد ستم تزارها، الغای تمام امتیازات استعماری و استثماری دولت تزاری را اعلام کرد.
دولت صمصام السلطنه نیز از این فرصت استفاده کرد و در ۴ امرداد ۱۲۹۷ (۲۷ ژوئیه ۱۹۱۸) در مصوبهای الغای قرارداد ترکمانچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام نمود. این مصوبه و درخواست با مقاومت شدید دشمن دیرنیه ایران و ایرانیان، یعنی دولت بریتانیا که در آنزمان ایران را تحت اشغال خود داشت روبرو شد و بازگشت آن سرزمینها را به ایران ناکام ساخت!
پس از فروپاشی سلسه قاجاریه (به آسانی میتوان آنرا یکی از سیاهترین و شومترین دوران تاریخی ایران خواند) و سرآغاز سلسه پهلوی در سوم اسفندماه ۱۲۹۹، مصادف بود با انتقال روسیه از یک نظام لنینی و مردمی به یک دیکتاتوری-کمونیستی که به شومی و پلیدی حکومت تزارها بود و نیز جنگ و کشمکش بین اعضای کلیدی حزب کمونیست برای بدست آوردن قدرت (لنین دوسال پیش از سرکار آمدن رضاشاه براثر سکته قلبی درگذشته بود).
پادشاهی رضاشاه بریک کشوری ورشکسته، جمعیتی که نیمی از آن در نسل کشی توسط بریتانیا از بین رفته و یک جامعه بیمار و ناتوان و زیر چکمه بیگناه که هربخشش توسط دست نشانده ایی اداره میشد، آغاز گشت. او در مدت ۱۶ سال سلطنت توانست با از بین بردن حکومتهای خودسر و دست نشانده روس و انگلیس در ایران، کشور را دوباره یکپارچه سازد و با بازگردادن امنیت به کشور و کنترل بر منابع طبعیی، اقتصٱد را ترمیم و سنگ ایران نوین را بگذارد. آیا رضاشاه در اندیشه بازگردادن سرزمینهای از دست رفته بود یا نه برما پوشیده است، ولی اگر چنین تصمیمی هم داشت با آغآز جنگ جهانی دوم و اشغال دوباره ایران توسط انگلستان، روسیه و اینبار آمریکا، و نیز شکست آلمان روبرو شد که سرانجام در تبعید درگذشت، نقش برآب شد.
دهه و سالهای نخستین برسرکار آمدن محمدرضاشاه با سالهای پایانی قاجاری تفاوت زیادی نداشت؛ کشور دوباره در زیر چکمه بیگانگان همراه با اقتصادی ورشکسته! باری در سالهای میانی دهه ۵۰ میلادی زمزمه بازگرداندن سرزمینهای ایرانی در قفقاز توسط ملی گرایان بار دیگر آغاز گشت که با در دهه ۷۰ میلادی و درآمد بالای ایران از فروش نفت این اندیشه قوت گرفت، ولی ایران رسما جرات بزبان آوردن آن را از ترس شورویها که یکی از دو ابر قدرت جهان بود را نداشت، و همچنان رویایی بیش باقی نماند - تا آنکه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۷۰ رخداد و بزرگترین و میتوان گفت "تنها" فرصت برای بازگشت سرزمینهای پیشین فراهم گشت!
۲. از دست دان تنها فرصت برای همیشه
روز آدینه بیست و ششم مهرماه ۱۳۷۰ را میتوان روزی بشمار آورد که کشورمان امید و بزرگترین و بگمان زیاد "تنها" فرصت برای بازگردادندن سرزمینهای ایرانی نه تنها در قفقاز بلکه در آسیای میانه را برای همیشه از دست داد! میتوان آنرا یکی از بزرگترین خیانتها به ایران و ایرانی در تاریخ معاصر ایران خواند، که دست کمی از دستینه کردن پیمان نامه های ننگین توسط قاجارها نداشت!
با فروپاشی شوروی میزان قدرت جهانی کاملا از بین رفته و خلائی در یکسوی آن پیداشده بود. آمریکا ابرقدرت دیگر جهان و دشمن سرسخت شوروی دیگر رقیبی نداشت، ولی در عین حال هم هنوز آمادگی تک-ابرقدرتی در جهان را نداشت - که در اینزمان بود که با استفاده از ناتوانی و خلا قدرت، کشورکهای جدیدی که از دل سرزمینهای پیشین ایرانی پدید آمده و اعلام استقلال کردند: نخست اران (آذربایجان دروغین) در ۲۶ مهرماه ۱۳۷۰ و خراسان بزرگ (ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان - در ۳۰ شهریورماه ۱۲۶۰ از ایران جداشده بودند) در ۴ دیماه ۱۳۷۰.
در آن زمان نه تنها پیمان نامه ترکمانچای نزدیک به هشتاد سال میشد که لغو شده بود و هیچ ارزش اجرایی نداشت، بلکه طرف قرارداد نیز دیگر وجود خارجی نداشت و ایران براحتی میتوانست نیروهای نظامی خود را "با پشتیبای کامل ملت ایران" وارد سرزمینهای پیشین خود سازد و هرگونه اختلافی را در آینده و در داداگاههای بین المللی حل و فصل کند - بویژه آنکه آن کشورکهای نوظهور هنوز علاقه و نزدیکی به مام وطن ایران داشته و حتی اگر هم دفاعی میخواست صورت گیرد، شکست میخوردند، زیراکه ارتش دفاعی نداشتند!!
ولی نظام جمهوری اسلامی و دولت آقای هاشمی رفسنجانی نه تنها هیچ اقدامی برای بازگردادن آن سرزمینها نکردند، بلکه کشورکهای نوظهور را به رسمیت شناخته و با این حرکت هرگونه حق ادعای قانونی از سوی ایرانیان را برای همیشه نابود ساختند! البته اگر منصفانه با آن برخورد کنیم، بایستی در نظر داشته باشیم که ایران از یک هشت سال جنگ خانمانسوز که از سوی عراق، کشورهای عربی و غربی بر ایران تحمیل شده بود، در آمده و توان جنگ دیگری را نداشت. باری، نظام جمهوری اسلامی بایستی از برسمیت شناختن (۱۴ دیماه ۱۳۷۰) سرزمینهای پیشین جدا خودداری میکرد که نه تنها نکرد، بلکه هیچ اعتراضی به "جمهوری اران" در "آذربایجان" خواندن خود نیز نکرد.[۲] امروز همان کشورک آنچنان گستاخ شده است که پان-ترک و مزدور تروریست پرورش و به ایران صادر میکند!
اینکه پیمان ترکمانچای ۱۰۰ ساله بوده و بسر آمده و یا بزودی بسر خواهد آمد یکی از بزرگترین دروغها در تاریخ ایرانست که فقط و فقط سرپوشی بر خیانتها، بی لیاقتیها و ندانم کاریهاست - نه بیشتر و نه کمتر!
امروز ما دیگر توان بازگرداندان آن سرزمینها را نداریم و به گمان بسیار زیاد هم نخواهیم داشت، مگر آنکه روزی روزگاری ایران از نظر اقتصادی، فرهنگی و نظامی ابرقدرت جهانی شود، تا مانند یک آهن ربا مردمان آن سرزمینها را بخودجذب کند و همه خواهان بازگشت شوند - ولی کاری که امروز همه ما بایستی انجام دهیم، آنست که با دسیسه های بیگانگانگان برای نابودی ایران، همچون انگلسیها در جنوب، آمریکا، ترکیه و اران (آذربایجان دروغین) در شمال و غرب کشورمان مبارزه کرده و با جان و خون خود از ته مانده "ایرانمان" پاسداری کنیم.
هرگامی که امروز ما برمیداریم بایستی هشیارانه و با سیاست درست برداشته شود - که دشمنانمان بویژه دشمن دیرنیه ما که انگلستان است پرنیرنگ و فریب بوده و شوربختانه بسیاری از ما زودباور و هنوز در خوابیم!
نوشته ادمین خلیج فارس
اگر بیـنی که نابیــنا و چاه است - اگر خاموش بنشینی گناه است!
اشتراک گذاشتن = روشنگری و روشنسازی = بیداری و رهایی از اسارت.
خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.
ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری
All Rights Reserved - تمام حقوق محفوظ میباشد.
این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.persian-gulf.net) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!
یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
________________________________
۱ - مفاد پیمان نامه: http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58022
۲. یونان در همان زمان پس از فروپاشی یوگسلاوی نیز به چنین مسئله ایی مانند ایران روبرو شد! پس از فروپاشی یوگسلاوی و پدید آمدن کشور نوپای "مقدونیه" یونان از برسمیت شناختنش سرباز زد، بخاطر آنکه آنان نام "مقدونیه" را برای کشورشان برگزیده اند! یونان نه تنها آن كشور را هنوز برسمیت نشناخته است، بلکه سد بزرگی برای پیشرفت اقتصادی مقدونیه و ورودش به بازار مشترک اروپا شده و دو کشور در محافل بین المللی هنوز برسر نام سرگرم در پیکارند. باضافه آنکه مقدونیه جزو خاک یونان نبوده زیراکه خود یونان در سال ۱۸۳۲ میلادی بدست سه کشور بریتانیا، فرانسه و روسیه برپا و اعلام موجودیت کرد! این تفاوت بین سران دو کشور ایران و یونان است! http://www.ancientmacedonia.com/shea.html
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خلیج فارس در رسانه های اجتماعی بپیوندید:
الو: https://ello.co/persian-gulf
تویتر: https://twitter.com/PersianGulf_fb
فیسبوک: https://www.facebook.com/Persian.Gulf.Gulf
گوگل پلاس: https://plus.google.com/+PersiangulfNetForever
یوتیوب: https://www.youtube.com/channel/UCCr5wfjUgraFh-pDjpfR6kA
.
الو: https://ello.co/persian-gulf
تویتر: https://twitter.com/PersianGulf_fb
فیسبوک: https://www.facebook.com/Persian.Gulf.Gulf
گوگل پلاس: https://plus.google.com/+PersiangulfNetForever
یوتیوب: https://www.youtube.com/channel/UCCr5wfjUgraFh-pDjpfR6kA
.

